لينک دوني

دفتر عشق*
*زخمه*
**براي سارا مي نويسم**
پرورش شتر مرغ
آسموني
هر چي بخواي هست!!
دل نوشته هاي يک دل
عشق هنر زندگي
ايران هات لينک*
شبهاي بي تو بودن
ره عشق
سراي عشق
وبلاگ سرنوشت**
وادي عشق
قطره قطره(سمانه)
بغض گرفته
انتظار**
شبانه**
سلطان جاز
مريم جون *
گل مريم
تمام تنهاي من
دل(وبلاگ آرزو)
تربچه جان
کودکان فردا
دنياي يک دختر تنها
دل نوشته هاي من
تايماز
وبلاگ نيکا
تارا وسياوش
نگفته هاي علي ونوشين
من ديگه غزل نميگم....
دست نوشته هاي يک روح...
نقش خيال
ايران سهراب**
فرشتگان جهنمي
علوم ورايانه
دنياي کوچک من
وبلاگ شخصي
تمام آرزوهاي من***
فانوس مشکي@
دري به سوي نگاه
جلوه ي عشق
اگه به علم کامپيوتر علاقه داری بيا تو
استاد رها
*بيلي دالتون*
کلبه حقير عشق**
آفتاب زندگي آسمان زندگي
توپک يه سايت باحال*****
از همه چی! از همه رنگ!
**تجلي**
**دفتر حاطرات**
***اشعار عاشقانه من***
من گذشته من
نسيم عشق**
آب زندگي
دوقلوهاي عاشق
زخمي تر از هميشه

لوگودونی







جستجو در مطالب

10/2/1384 :: 4:26 عصر

بابا  بي خيال  اخه ناز کردنم حدي داره


ما که رفتيم... بعد ما تازه ميدوني که کي دوست داره ..


رو تو کم کن اخه تحفه هم که نيستي به خدا


تمومش افه هاتوبس کن اين همه ادا..


مگه ما چي کم گذاشتيم از مرام و معرفت؟


که تو با ما اين جور بد تا ميکني اي بي معرفت..


راستشو بخواي ديگه خسته شدم رک بگمت


به دلم نشسته بودي گنديدي بريدمت.....


به خدا عشقي که ذلت بياره کشکه عزيز


جونه هر چي مرده اينقدر ديگه ابرو نريز


گفته بودم نفسي برام ميرم تا اخرش........


نفسي که حرمتم رو بگيره ميبرمش...


ديگه اون دنيايه پر رنگ و چلچراغت نمي خوام


واسه رو کم کنيتم شده ديگه سراغت نميام ..


قاطي کردم بد رقم ميخوام که غيدت بزنم


ميخوام اين دندونه اريه رو از ته بکنم


عشقي که ما پيشيم بي شيله پيله صادقه


همه مردم ميدونن که مشکي عنده عاشقه..


بابا  بي خيال  بي خيال...................




منوى اصلى

خانه v
شناسنامه پست الکترونيک v
<*RSS> v

لوگوى وبلاگ

بابا بی خیال! - <-------عشق^شعر^نفس-------->از يه دخترايروني

آمار وبلاگ

امروز:68

ديروز:78

بازدیدکل:232967

افراد آنلاین: This is Google PageRank™ for susans.parsiblog.com - Powered by Googleprr.com

وضعيت من در ياهو

اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

حرف مدیر

اگر باد بودم مي وزيدم اگر ابر بودم مي باريدم اگر مهر بودم مي تابيدم اگر خدا بودم مي آفريدم ، تا بداند دوستش دارم اگر ابر بود به انتظار اشکش مي نشستم اگر مهر بود در پرتوش خود را گرم ميکردم اگر باد بود چون برگ خزان خود را بدستش مي سپردم اگر خدا بود به او ايمان مي آوردم ، تا بداند دوستش دارم اگر هيچ بود از او ابر سپيدي مي ساختم از او خورشيد با شکوهي بوجود مي آوردم او را نسيم ملايمي ميکردم از او خدايي بزرگ مي ساختم تا بداند که فقط اورا دوست دارم

template designed by susan


سوسن

درغروب دلتنگیها

درزیر باران لحظه ی طلوع خورشید به یاد تو خواهم بود