لينک دوني

دفتر عشق*
*زخمه*
**براي سارا مي نويسم**
پرورش شتر مرغ
آسموني
هر چي بخواي هست!!
دل نوشته هاي يک دل
عشق هنر زندگي
ايران هات لينک*
شبهاي بي تو بودن
ره عشق
سراي عشق
وبلاگ سرنوشت**
وادي عشق
قطره قطره(سمانه)
بغض گرفته
انتظار**
شبانه**
سلطان جاز
مريم جون *
گل مريم
تمام تنهاي من
دل(وبلاگ آرزو)
تربچه جان
کودکان فردا
دنياي يک دختر تنها
دل نوشته هاي من
تايماز
وبلاگ نيکا
تارا وسياوش
نگفته هاي علي ونوشين
من ديگه غزل نميگم....
دست نوشته هاي يک روح...
نقش خيال
ايران سهراب**
فرشتگان جهنمي
علوم ورايانه
دنياي کوچک من
وبلاگ شخصي
تمام آرزوهاي من***
فانوس مشکي@
دري به سوي نگاه
جلوه ي عشق
اگه به علم کامپيوتر علاقه داری بيا تو
استاد رها
*بيلي دالتون*
کلبه حقير عشق**
آفتاب زندگي آسمان زندگي
توپک يه سايت باحال*****
از همه چی! از همه رنگ!
**تجلي**
**دفتر حاطرات**
***اشعار عاشقانه من***
من گذشته من
نسيم عشق**
آب زندگي
دوقلوهاي عاشق
زخمي تر از هميشه

لوگودونی







جستجو در مطالب

13/4/1384 :: 6:21 صبح


           


عشق يعني رهايي.رهايي از همه وابستگيها.يعني رسيدن به خدا....وقتي يه قناري کوچيک توي قفس داري،هر روز با ديدن پرهاي زرد قشنگش و با شنيدن صداي دلنشينش،دلت پرواز ميکنه،آرامش ميگيره...يه کم که بگذره،کم کم بهش عادت ميکني.به اينکه هر روز صداش رو بشنوي،هر روز قشنگيش رو ببيني.......اما يه روز ميرسه که ميبيني حست عوض شده،يه رنگ و بوي ديگه گرفته.احساس ميکني بدون اون نمي توني زندگي کني...با خودت فکر ميکني که اگه در قفس باز بمونه و اون بره،دل تو هم باهاش ميره و تو بدون دل ميميري....ميخواي فقط مال خودت باشه.حتي نميخواي ديگران از صداش لذت ببرن،چون ميترسي از دستش بدي.....اون وقته که فکر ميکني عاشق شدي....عشق....همون کلمه ملکوتي و رويايي،همون حس قشنگ که هميشه دوست داشتي بهش برسي...و حالا که به دستش آوردي،ميخواي هرجور شده،با چنگ و دندون،اونو حفظ کني...حتي به قيمت زندوني کردنش توي قفس!!!....(اما اين عشق نيست)زماني عاشقي،زماني ميتوني ادعا کني عشقت واقعيه که رهاش کني...در قفس رو باز کني و بذاري پرنده قشنگت پرواز کنه...آزاد آزاد...بذاري اونقدر بره که تو انتهاي آسمون ببينيش...مطمئن باش اگه دلش عاشق باشه و اگه برگشتني باشه،برميگرده.و اون وقته که عشق شکوه و عظمتش رو نشونت ميده و تو واقعا خوشبختي....اما اگه برنگشت........بسپاريش دست خدا....بذاري اينقدر پرواز کنه تا به اون جايي که ميخواد برسه.به همون جايي که دل کوچيکش شاد باشه و احساس سعادت کنه.و تو.................درسته که ديگه مال تو نيست و براي تو آواز نمي خونه...درسته که تحمل نبودن و نداشتنش خيلي سخته...اما اگه اون راضي و خوشحاله،تو هم بايد از خوشبختي و شادي اون خوشحال باشي.و باز هم براش آرزوهاي زيبا داشته باشي....اگه تونستي اين کار رو بکني،تونستي به يه احساس خدايي برسي،تونستي حتي وقتي ترکت کرد،بازم اين حس قشنگ رو توي دلت حفظ کني و عشقت رو بهش ابراز کني.........اون وقته که ميتوني ادعا کني عاشقي و به عشقت افتخار کني...(سرخ رو باشي از اين عشق و سرافراز بموني ) ميداني!؟ ديشب باز باران مي باريد...گمان کردم که شايد توگريسته باشي.دلم گرفته بود...باز هم براي چشمانت دلتنگ بودم.نميدانم ولي هرگاه خورشيد قصد رفتن ميکند به يادتو مي افتم..چشمانم مملو از اشک ميشود و گويي آن زمان چشمان تورا هم باراني مي بينم...کاش هيچ گاه چشمانت را باراني نبينم



براي حمايت از من کليک کنيد


منوى اصلى

خانه v
شناسنامه پست الکترونيک v
<*RSS> v

لوگوى وبلاگ

عشق یعنی1!!! - <-------عشق^شعر^نفس-------->از يه دخترايروني

آمار وبلاگ

امروز:57

ديروز:78

بازدیدکل:232956

افراد آنلاین: This is Google PageRank™ for susans.parsiblog.com - Powered by Googleprr.com

وضعيت من در ياهو

اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

حرف مدیر

اگر باد بودم مي وزيدم اگر ابر بودم مي باريدم اگر مهر بودم مي تابيدم اگر خدا بودم مي آفريدم ، تا بداند دوستش دارم اگر ابر بود به انتظار اشکش مي نشستم اگر مهر بود در پرتوش خود را گرم ميکردم اگر باد بود چون برگ خزان خود را بدستش مي سپردم اگر خدا بود به او ايمان مي آوردم ، تا بداند دوستش دارم اگر هيچ بود از او ابر سپيدي مي ساختم از او خورشيد با شکوهي بوجود مي آوردم او را نسيم ملايمي ميکردم از او خدايي بزرگ مي ساختم تا بداند که فقط اورا دوست دارم

template designed by susan


سوسن

درغروب دلتنگیها

درزیر باران لحظه ی طلوع خورشید به یاد تو خواهم بود