| | ||||||||||||||||
بهترین لینکهای من!!! ساخت لوگوي مجاني چگونه به سويت بيايم!! عشق نافرجام دخترتنها@ زندگي وعشق عاشق زار اینو بذارتو وبلاگت.! سایت های باحال فقط براي تو!! نبودن تو..... عشق یعنی1!!! پروازرا به خاطربسپار منم يه روز افسوس!!! به زبان نمي آورم!!!! بعضیا....!!! چند خط عاشقانه!!!! مرگ بابا بزرگترین غم من! مگذار که عشق به عادتِ دوست داشتن تبديل شود ! امکانات مجاني سوسن خانم ! وقتي تورفتي! تشکر بابا بی خیال! عشق یعنی !!! پرنده
|
عشق يعني رهايي.رهايي از همه وابستگيها.يعني رسيدن به خدا....وقتي يه قناري کوچيک توي قفس داري،هر روز با ديدن پرهاي زرد قشنگش و با شنيدن صداي دلنشينش،دلت پرواز ميکنه،آرامش ميگيره...يه کم که بگذره،کم کم بهش عادت ميکني.به اينکه هر روز صداش رو بشنوي،هر روز قشنگيش رو ببيني.......اما يه روز ميرسه که ميبيني حست عوض شده،يه رنگ و بوي ديگه گرفته.احساس ميکني بدون اون نمي توني زندگي کني...با خودت فکر ميکني که اگه در قفس باز بمونه و اون بره،دل تو هم باهاش ميره و تو بدون دل ميميري....ميخواي فقط مال خودت باشه.حتي نميخواي ديگران از صداش لذت ببرن،چون ميترسي از دستش بدي.....اون وقته که فکر ميکني عاشق شدي....عشق....همون کلمه ملکوتي و رويايي،همون حس قشنگ که هميشه دوست داشتي بهش برسي...و حالا که به دستش آوردي،ميخواي هرجور شده،با چنگ و دندون،اونو حفظ کني...حتي به قيمت زندوني کردنش توي قفس!!!....(اما اين عشق نيست)زماني عاشقي،زماني ميتوني ادعا کني عشقت واقعيه که رهاش کني...در قفس رو باز کني و بذاري پرنده قشنگت پرواز کنه...آزاد آزاد...بذاري اونقدر بره که تو انتهاي آسمون ببينيش...مطمئن باش اگه دلش عاشق باشه و اگه برگشتني باشه،برميگرده.و اون وقته که عشق شکوه و عظمتش رو نشونت ميده و تو واقعا خوشبختي....اما اگه برنگشت........بسپاريش دست خدا....بذاري اينقدر پرواز کنه تا به اون جايي که ميخواد برسه.به همون جايي که دل کوچيکش شاد باشه و احساس سعادت کنه.و تو.................درسته که ديگه مال تو نيست و براي تو آواز نمي خونه...درسته که تحمل نبودن و نداشتنش خيلي سخته...اما اگه اون راضي و خوشحاله،تو هم بايد از خوشبختي و شادي اون خوشحال باشي.و باز هم براش آرزوهاي زيبا داشته باشي....اگه تونستي اين کار رو بکني،تونستي به يه احساس خدايي برسي،تونستي حتي وقتي ترکت کرد،بازم اين حس قشنگ رو توي دلت حفظ کني و عشقت رو بهش ابراز کني.........اون وقته که ميتوني ادعا کني عاشقي و به عشقت افتخار کني...(سرخ رو باشي از اين عشق و سرافراز بموني ) ميداني!؟ ديشب باز باران مي باريد...گمان کردم که شايد توگريسته باشي.دلم گرفته بود...باز هم براي چشمانت دلتنگ بودم.نميدانم ولي هرگاه خورشيد قصد رفتن ميکند به يادتو مي افتم..چشمانم مملو از اشک ميشود و گويي آن زمان چشمان تورا هم باراني مي بينم...کاش هيچ گاه چشمانت را باراني نبينم
نويسنده : سوسن
|
شناسنامه پست الکترونيک v <*RSS> v
| ||||||||||||||
| template designed by susan | ||||||||||||||||