لينک دوني

دفتر عشق*
*زخمه*
**براي سارا مي نويسم**
پرورش شتر مرغ
آسموني
هر چي بخواي هست!!
دل نوشته هاي يک دل
عشق هنر زندگي
ايران هات لينک*
شبهاي بي تو بودن
ره عشق
سراي عشق
وبلاگ سرنوشت**
وادي عشق
قطره قطره(سمانه)
بغض گرفته
انتظار**
شبانه**
سلطان جاز
مريم جون *
گل مريم
تمام تنهاي من
دل(وبلاگ آرزو)
تربچه جان
کودکان فردا
دنياي يک دختر تنها
دل نوشته هاي من
تايماز
وبلاگ نيکا
تارا وسياوش
نگفته هاي علي ونوشين
من ديگه غزل نميگم....
دست نوشته هاي يک روح...
نقش خيال
ايران سهراب**
فرشتگان جهنمي
علوم ورايانه
دنياي کوچک من
وبلاگ شخصي
تمام آرزوهاي من***
فانوس مشکي@
دري به سوي نگاه
جلوه ي عشق
اگه به علم کامپيوتر علاقه داری بيا تو
استاد رها
*بيلي دالتون*
کلبه حقير عشق**
آفتاب زندگي آسمان زندگي
توپک يه سايت باحال*****
از همه چی! از همه رنگ!
**تجلي**
**دفتر حاطرات**
***اشعار عاشقانه من***
من گذشته من
نسيم عشق**
آب زندگي
دوقلوهاي عاشق
زخمي تر از هميشه

لوگودونی







جستجو در مطالب

8/8/1384 :: 3:8 صبح


سلام به همه دوستان واقعآممنونم از نظرات شما  ديگه منو کامل شرمنده کرديد حالا از اين به بعد زودتر آپ ميکنم بازم منتظر نظرات همتون هستم مرسي


يقين دارم که چشمام يادت رفته و ديگه نميشناسيم ... پس مي ترسم !
احساس مي کنم آغوشت به من متعلق نيست ... پس مي لرزم !
فکر مي کنم هرگز دوسم نداشتي و نخواستي بفهمي که چرا ... پس مي گريم !
دلم مي خواد قاطع و محکم نگام کني و بگي :
نترس عزيزم ! هنوز چشمات يادم نرفته که ديگه نخوام توشون نگاه کنم ...
آرزو دارم نرم و محکم بغلم کني و بگي :
نلرز قشنگم ! هنوز آغوشم مال هيچکسي نيست که نتوني توش خودتو گرم کني ...
دوست دارم سرم رو بزاري روي سينت و بگي :
گريه نکن ملوسم ! هنوز دلم سنگي نشده که با اشکاي گوله گوله تو آتيش نگيره ...
 


دخترک تنها (سوسن)1


منوى اصلى

خانه v
شناسنامه پست الکترونيک v
<*RSS> v

لوگوى وبلاگ

افسوس!!! - <-------عشق^شعر^نفس-------->از يه دخترايروني

آمار وبلاگ

امروز:76

ديروز:78

بازدیدکل:232975

افراد آنلاین: This is Google PageRank™ for susans.parsiblog.com - Powered by Googleprr.com

وضعيت من در ياهو

اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

حرف مدیر

اگر باد بودم مي وزيدم اگر ابر بودم مي باريدم اگر مهر بودم مي تابيدم اگر خدا بودم مي آفريدم ، تا بداند دوستش دارم اگر ابر بود به انتظار اشکش مي نشستم اگر مهر بود در پرتوش خود را گرم ميکردم اگر باد بود چون برگ خزان خود را بدستش مي سپردم اگر خدا بود به او ايمان مي آوردم ، تا بداند دوستش دارم اگر هيچ بود از او ابر سپيدي مي ساختم از او خورشيد با شکوهي بوجود مي آوردم او را نسيم ملايمي ميکردم از او خدايي بزرگ مي ساختم تا بداند که فقط اورا دوست دارم

template designed by susan


سوسن

درغروب دلتنگیها

درزیر باران لحظه ی طلوع خورشید به یاد تو خواهم بود